آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

81.پیاده روی با مامان

1392/1/19 20:17
نویسنده : مامان آرام
546 بازدید
اشتراک گذاری

امروز با هم رفتیم کالسکه نوردی! این بار کالسکه رو آوردم گفتم حوصله مون سر میره بریم فامنین گردی:) البته حسی که من تو این گردش دارم دقیقا حسیه که یه خارجی تو تهران گردی داره! نه از اون نظر باکلاسی و این حرفا:)) از این نظر که همه یه جوری نگاه میکنن آدمو انگار از فصا اومده! جالبه من هیچوقت ظاهر کسی برام جالب به نظر نیومده ولی خداییش خانوما اینجا خیلی بامزه ن ... پشت فرمون با چادر رو میگیرن! جالبه برام و اصولا اونا هم همینقدر من براشون جالب و عجیبم:دی من حتی این حس رو وقتی تو قم راه میرم هم نداشتم! اون روز که آمیتیس بغلم بود و پیاده روی میکردم اصولا اگه تو تهران بود لااقل یه نفر قربون صدقه ای چیزی میگفت به آمیتیس یا اصلا هیچی هم نمیگفت یه لبخندی میزد ... خوب آدم بچه ی کوچیک میبینه عکس العملش همینه دیگه! اینجا از اول تا ته خیابون 4-5 نفر فقط بهم گفتن مانتوت رفته بالا!!! همین!!!!!!!!! خوب اونم طبیعیه بابا یه ساک گنده رو دوشمه ... بچه بغلمه ! خوب به جهنم که مانتوم رفته بالا! اصلا واقعا تو اون لحظات خانومه باید دیده بشه یا بچه ش؟ در اصل که کلا نباید کسی به کسی کاری داشته باشه ولی اگه بخوایم فضولی :دی رو بیاریم تو کار معمولا بچه به چشم میاد نه مامانش:) 

خلاصه نتیجه ی گردش یه سری دایناسور پلاستیکی برای آمیتیس بود:)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

سجاد
19 فروردین 92 23:15
پیش سجاد کوچولو هم بیا ...
زهرا
20 فروردین 92 0:32
منم دایناسور میخواااااااااااااااااااااااام ...

میخرم برات واسه خودت میخوای یا کیان؟
سميرامامان آوا
20 فروردین 92 8:05
متاسفانه هميشه مشكل شهرهاي كوچيك همينه ماهي هم اندازه تنگش بزرگ ميشه

حیف
هانی
20 فروردین 92 15:11
همیشه به گردش..بیخیال مامان...توجه نکن... بالاخره برمیگردی به زودیییییییی دایناسورهاش هم مبارک باشه...راستی مانتوت رفته بالا مامانی


ايشالا خاله
صبا
20 فروردین 92 15:43
خانوووووووووووم مانتوت رفته بالااااااااااااا
فرناز مامی علی
22 فروردین 92 1:29
مامان رومینا
28 فروردین 92 14:49
به دل نگیر مامانی.تو شهرهای کوچیک پیش میاد


نه بابا به دل نمیشه گرفت فرهنگ جاهای مختلف فرق داره